25.08.2007

غروب در دل تنگم دوباره خانه گرفت


این روزها فرصتی اگردست بدهد ترانه هایی که ازسالها پیش با وسواس زیادی جمع آوری و نگهداری کرده ام را گوش می دهم. من به دلیل سالها زندگی درخارج از کشور از وضعیت کنونی موسیقی ایران اطلاع زیادی ندارم و در سفرها یم به ایران گاهی که بر حسب تصادف و یا توفیق اجباری آثار خوانندگان نسل جدید را می شنونم به دلم نمی نشنید. برای جوانترهای فامیل این بی سلیقه گی من باعث تعجب است، اینکه چرا مثلا ازکارهای بنیامین یا محسن یا...خوشم نمی آید ویا چرا نمی توانم با این نوع موسیقی ارتباطی برقرار کنم . ا
آنها متعلق به نسلی هستند که حق انتخاب دارند گیرم که حاکمیت نپسندد اما اینکه شنیدن موسیقی جرم است برایشان مضحک و خنده دار است و موسیقی برای آنها فقط یک تقسیم بندی و انتخاب میان شجریان و شهرام ناظری نیست.ا
نمی دانم خواهر زاده جوانم با شنیدن این آهنگ چه احساسی و یا چه نظری خواهد داشت اما من امروز این آهنگ را بارها و بارها شنیدم و لذت بردم.ا




14.08.2007

غریبه

ترانۀ خاطره انگیز غریبه با صدای شاهرخ



13.08.2007

گفتمش: کی یابم آسایش ز غم؟

گفتمش: ار زاری کنم ترک دلازاری کنی؟.........گفت: بیش آزارمش گر بیشتر زاری کنی!
گفتمش: ناز ترا از جان خرم، خندید و گفت:.............بیشتر بفروشم ار بهتر خریداری کنی
گفتمش: کی یابم آسایش ز غم؟ گفت : آنزمان.......کز برای درک مستی، ترک هشیاری کنی
گفتمش: یک بوسه خواهم ازلبت، گفتا: مخواه.........من بدهکارت نیم کز من طلبکاری کنی!
گفتمش: یار وفادار توام، گفتا: بس است................من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی
گفتمش: زعفرانی چهره ام از هجر، گفت:..........می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
گفتمش: کارم بتر شد، گفت: بهترمی شود..............دیده و دل را گراز خوبان نگهداری کنی
گفتمش: بیزارم از خود، گفت: در عشق ما........بیخودی، قادر نه ای کز خویش بیزاری کنی
گفتمش: در بند عشقم، گفت: بهتر گرز سر.................شوق آزادی نهی، ذوق گرفتاری کنی
گفتمش: این شعر شیرین بشنو از من" شیفته".........گفت: بهر من نمی خواهد شکرباری کنی

حسین فصیحی "شیفته"ا


01.08.2007

دل‌تان خوش گردد به دروغي که بگوئيد

روز گذشته هاشمی رفسنجانی با اشاره به موضع مشترك رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير انگليس علیه ایران و فروش تسلیحات نظامی برای تقويت كشورهاي منطقه در مقابل ايران، شرایط فعلی کشور را ویژه توصیف و ضمن انتقاد ضمنی از دولت گفته بود که مدیریت مدبرانه در این شرایط یک نیاز ضروری و مبرم است.ا
امروز در همین ارتباط هاشمی ثمره مشاور ارشد رئیس جمهور مهرورزگفته است: اگر منظورشان اين بوده كه كشور به سرعت در حال پيشرفت است، امنيت و صلح وجود دارد، در سياست خارجي به شدت پيشرفت مي‌كنيم، بحث اشتغال و مسكن در حال حل شدن است، و همه مسايل كشور منسجم مي‌شود، اين حرف درست است.ا
حال این اظهارات کاملا متفاوت از جانب دو فرد آگاه به مسائل و جریانات پشت پرده سیاست ایران که از یکی بعنوان استوانه های نظام یاد می شود و دیگری از افراد تاثیر گذار در سیاست ها و برنامه های دولت فعلی است، من را به یاد میرزا مهدی خان استرآبادی انداخت. هر چند به گمان من شباهت های زیادی میان هاشمی رفسنجانی و میرزا مهدی خان استرآبادی از حیث رفتارهای سیاسی وجود دارد اما اظهارات خلاف واقع ثمره هاشمی در مورد واقعیات و شرایط فعلی کشور یادآور نامه میرزا مهدی استرآبادی در هنگام نخستین جنگ ایران با ترکان عثمانی است که لشکر ایران شکست سختی خورد. نادرشاه به او گفت به ولایات و روسای قبایل و عشایر ماجرا را بنویسد و عده بخواهد. میرزا مهدی خان به شیوه خودش شرحی نگاشت وپس از تمجید و تعریف فراوان از پیروزیهای لشگر ظفرنمون همایونی و تار و مار شدن دشمن ملک و ملت در انتها نوشت ضمنا اندک چشم زخمی به قسمتی از سپاه سپهر دستگاه همایونی رسیده و نامه را برای نادر خواند. سردار ایران برآشفت که چرا دروغ نوشته ای؟ بنویس شکست خوردیم دمار از ما برآوردند این مزخرفات چیست؟ا