31.01.2007

کار هر بز نیست خرمن کوفتن

دو سال قبل، پس از توافق ایران با اتحادیه اروپا در مورد تعلیق غنی سازی اورانیوم، علی لاریجانی امتيازات داده شده را، دادن «مرواريد غلتان» در ازاي گرفتن «آب نبات» توصيف كرد و ادعا کرد که مذاكرات هسته‌اي با قوت و حفظ منافع ملی انجام نشده است.
حال که او خود ریاست شورای امنیت ملی و سرپرستی هیئت ایرانی مذاکره کننده گان را به عهده دارد، باید به ملت توضیح بدهد که آیا توانسته است از اروپائیان دُرغلتان را پس گرفته آب نباتشان را به خودشان برگرداند؟ اگر چنین است چرا رسما اعلام می کنند که برای شروع مذاکرات حاضر به توقف کلیه فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم و پذیرش خواست اروپا ئیان و آمریکا هستند؟ که در صورت موافقت ، این امر تنها به معنای بازگشت شرایط به سه ماه قبل است .
در واقع برگشت به توافقات حاصله در دو سال پیش ، برای حاکمیت تقریبا امری نا ممکن است به این دلیل که اکنون اروپائیان نه تنها در مورد مناقشه اتمی، که درسایر مسائل ، همصدا و سیاستی هماهنگ با آمریکا بر علیه ایران را دنبال می کنند. ضمن اینکه پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت ، ازقدرت چانه زنی و مانورهیئت ایرانی در صورت هر نوع مذاکره به شدت کاسته شده است. به هر حال تعلیق غنی سازی فقط یکی شرایط بازگشت به آن وضیعت است .
هاشمی رفسنجانی نیز در خطبه های نماز جمعه به صراحت اعلام کرد : آنها اکنون با چند پرونده به سراغ ما آمده اند.
ا


29.01.2007

ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید

خود کشی باشد قمه بر سر زدن، آن تیغ تیز... بر سر دشمن زنید و خویش را احیا کنید


خلق ایران دسته ای دزدند و بیدین، دسته ای....سینه زن، زنجیر زن، قداره زن، من با کیم
گویم این قداره را بر گردن ظالم بزن ... ..لیک شیطان گویدش بر خود بزن ، من با کیم
گویم این زنجیربهر قید دزدان است و او... هی زند زنجیر را بر خویشتن ، من با کیم
گویم ای نادان به ظلم ظالمان گردن منه. .. ..او بخارد گردن و ریش وذقن، من با کیم
گویمش باید بپوشانی کفن بر دشمنان ... ..باز می پوشد به عاشورا کفن، من با کیم
گویم ای واعظ دهانت را لئیمان دوختند. ... او همی بلعد ز بیم آب دهن، من با کیم
گویم آی آخوند خوردند شپشها خون توو.... او شپش می جوید اندر پیرهن ، من با کیم
گویمش دین رفت ازکف،گوید این باشد دلیل... بر ظهور مهدی صاحب زمن، من با کیم
گویم ای کلاّش، آخر این گدائی تا به کی. .... گویدم: چیزی به نذز پنج تن، من با کیم
پس همان بهتر که لب بربندم از گفت و شنید.....مستمع چون نیست باری، خامشی باید گزید
ملک الشعرا بهار

28.01.2007

فغان ز جغد جنگ و مرغواي او

به نظر بسیاری ازکارشناسان سیاسی و نظامی در ایران، اعزام نیرو های جدید آمریکا به منطقه و اعزام ناو های جنگی به خلیج فارس نشانه های آشکار برای برخورد نظامی آمریکا با ایران است و هر لحظه هم این امکان وجود دارد. حال با توجه به شرایط بسیار حساس و خطر حمله نظامی ، حاکمیت به جای اینکه درجهت منافع ملی به اعتماد سازی بپردازد ، با تکرار شعار های پوچ و بی ارزش فضای سیاسی مناسب را برای آمریکا فراهم می کند.
در دو روز گذشته ابتدا خبر
نصب 3000 سانتریفوژتوسط یکی از نمایندگان با نفوذ مجلس و عضو کمیسیون سیاست خارجی اعلام شد. چند ساعت بعد این خبر تکذیب شد.ساعتی بعد خبر نصب سانتریفوژها مجددا در راس اخبار خبرگزاری های داخلی و خارجی قرارگرفت و امروز سخنگوی وزارت خارجه نیزاعلام کرد که فعلا برای این کارعجله ای ندارند!
هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه اعلام می کند که نظام و کشور هیچگاه مانند امروز درخطر نبوده است و خاتمی در کنفرانس داووس با جان کری رقیب بوش در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به گفتگو و بحث می نشیند .از طرف دیگر احمدی نژاد با تکرارخزعبلات همیشگی اعلام می کند که اسرائیل بزودی نابود خواهد شد!
حال این همه تضاد و تناقض در سیاست خارجی به چه معنا است؟ در این وضعیت که اتخاذ یک استراتژی هماهنگ و آگاهانه درسیاست خارجی از هر زمانی دیگر ضروری تر است، این اظهارات عجیب یا نشانه سر در گمی و استیصال نظام است ویا
اهداف خاصی را دنبال می کنند که به نظر من تنها روزنه های امید برای نجات ایران را هم از بین می برد.
نگرانم.

27.01.2007

سوز شوق

اگر به دست من افتد فراق را بکشم ....که روز هجر سيه باد و خان و مان فراق

همین دیگر.
زیاده عرضی نیست. ارادتمند...خاک پای شما.
ا

26.01.2007

مثلی قدیمی

زمانه ای است شترگربه،عقل گــُرگیرد
که گربه دام فکنده ست ، تا شتر گیرد

اخوان ثالث

24.01.2007

آقای خامنه ای دنیا بدون شما دنیای بهتری است

این روزها درلابلای خبر ها و برخی نوشته های وبلاگی ، مطالب زیادی در مورد فوت خامنه ای و اینکه آیا این خبرواقعیت ویا شایعه است به چشم می خورد. همین امروز هم سایت فارس نیوز وابسته به قوه قضائیه به این موضوع اشاره کرد و این در
حالیست که رسانه های درون حاکمیت از اشاره و یا پرداختن به این موضوع خودداری و درج هر گونه مطلبی دراین مورد
ممنوع بوده است. در اینکه خامنه ای بشدت بیمار است هیچ گونه تردیدی نیست . در آخرین گزارشات تصویری، چهره نحیف
و بیمار او به وضوح نمایان بود و اینکه به مدد مراقبت های پزشکی زنده و بدون آن قادر به انجام وظایفش نیست .
حاکمیت معمولا برای اعلام خبر های مهم و تاثیر گذار، ابتدا با توسل به شیوه های اطلاعاتی و رسانه ای به زمینه سازی پرداخته، پس از ایجاد بستر مناسب آن را اعلام می کند وبا توجه به شرایط خاص کشور وتهدیدات نظامی آمریکا ونیز نارضایتی گسترده مردم، اعلام رسمی هر خبری درمورد وضعیت سلامتی خامنه ای، حساب شده و با برنامه ریزی دقیق است تا در صورت ایجاد هر گونه شرایط غیر منتظره نظام قادر به کنترل اوضاع باشد.
به هرحال نه تنها این خبر در سایت فارس نیوز،که اظهار نظرها و مصاحبه ها و ملاقات هایی که این روزها توسط برخی از چهره های مطرح نظام انجام می شود غیر معمول است. به عنوان مثال اظهارات محسن رضائی در مورد جدی بودن خطر حمله آمریکا در حالت عادی با واکنش شدید خامنه ای و اطرافیانش روبرو می شد.
به هر تقدیرخامنه ای رفتنی است و یقین دارم که آیندگان از وی به نیکی یاد نخواهند کرد.
ا

23.01.2007

آخرای خانه خرابان لااقل نجوا کنید


بی اعتنایی بوش به گزارش بیکر واعلام استراتژی جدید آمریکا در عراق و برخورد جدی با ایران را عده ای در کشور طرحی از پیش شکست خورده می دانستند و معتقد بودند که آمریکا نهایتا برای خروج از شرایط دشوار در عراق راهی به جر مذاکره با ایران نخواهد داشت و بر همین اساس دریافت تضمین های نظامی وخودداری آمریکا از حمله به ایران و نیز یافتن راه حلی برای خروج ازبن بست مذاکرات اتمی را پیش بینی کرده بودند.
شرط اصلی در این نگرش و وادار کردن آمریکا برای مذاکره با ایران، ایجاد نا امنی و مانع شدن از ثبات سیاسی در عراق بود که البته قربانیان اصلی این سیاست ایران تا کنون، مردم بی گناه عراق بوده اند و همچنین تصمیم جدی دولت آمریکا در برخورد با ایران، که نشانه های آن بتدریج آشکارمی شود.
علیرغم بایکوت شدید خبری در کشور و کنترل بی سابقه رسانه ها، مردم این بار با حساسیت بیشتری با این قضیه برخورد
می کنند. در واقع شروع این حساسیت ها و توجه به شرایط بحرانی کشور، پس از یک مدت زمانی نسبتا طولانی که نوعی
بی اعتنائی مردم به نظام تلقی می شد، انتقاد های تند بسیاری از نمایندگان مجلس علیه دولت احمدی نژاد و علنی شدن بحث ها
و جدی بودن امکان حمله آمریکا به ایران است که روز به روز نیز این احتمال بیشترمی شود. در این میان، بسیاری از همفکران
و حامیان احمدی نژاد در گذشته نیز با این اعتراضات علیه دولت همراهی می کنند.
آمریکا تنها با هدف برخورد با دولت احمدی نژاد نیرو و ناو های جنگی و هواپیمابر به منطقه نفرستاده است ، بلکه هدف مقابله با نفوذ نظام یاغی حاکم بر ایران در خاورمیانه است.
حضور احمدی نژاد در این میان بزرگترین خدمت به آمریکا بود که امکان هر گونه فرصت برای خروج از بن بست مذاکرات هسته ای را از بین برد و سخنان جنجالی و بی مایه اش در مورد کشور اسرائیل و حمایت از گروه های تروریسی در فلسطین ، توانست بر خلاف جنگ آمریکا در عراق، این بار یک اجماع بین المللی در مورد ایران ایجاد کند، که آمریکا قطعا از این فرصت نهایت استفاده را خواهد برد.
نابودی زیر ساخت های اقتصادی کشور، جنگ داخلی ، فروپاشی و تجزیه کشور در صورت حمله آمریکا به ایران قطعی است.

کشور دارا لگد کوب سمند جور شد
راستی فکری برای کشور دارا کنید



19.01.2007

آلودگی خرقه خرابی جهان است

یکی از مفاهیمی که در جامعه شناسی زیاد مورد استفاده قرار می گیرد ،واژه از خود بیگانگی است که برای اولین بار در اروپا توسط هگل مطرح شد .هگل از خود بیگانگی را عدم تعادل بین برون گرائی و درون گرائی در انسان میداند وهمین تعریف هگل مبنای تعاریف دیگر فلاسفه و جامعه شناسان در مورد ازخود بیگانگی شد. مثلا مارکس بر همین اساس از خود بیگانگی در نظام سرمایه داری را توضیح می دهد و اینکه بطور مثال کارگر نسبت به محیط کار بیگانه می شود چون بر اساس رشد ارزش افزوده سرمایه بنا شده و نه نیاز های او. به ابزار تولید بیگانه می شود به کالایی که تولید می کند بیگانه می شود و..نهایتا از خود بیگانه می شود به این معنی که هیچ نقش و هویتی برای خودش در جامعه قائل نیست.

قبل از اینکه هگل و مارکس و دیگر فلاسفه به موضوع از خود بیگانگی بپردازند، قرن ها قبل عرفا و شعرای ایران به شکلی زیبا و آگاهانه به این موضوع پرداخته اند. بعنوان مثال عطاردر منطق الطیرسی نوع از خود بیگانگی را ارائه می دهد.
سی مرغ قصد پرواز به سوی سیمرغ که اسطوره تکامل در ادبیات فارسی است را دارند. پیام آور پرواز هُدهُد است . هر مرغ پس از شنیدن پیام پروازعذرو بهانه ای می آورد .مثلا طاووس خود شیفتگی را بهانه می کند .در واقیعت های اجتماعی هم کم نیستند افرادی که فقط آن دسته از ارزش ها را می پذیرند که در تائید خودشان به کار می رود.
مولوی نیز در داستان طوطی و آینه به شکلی زیبا نوع دیگری از خود بیگانگی را بیان می کند.

یکی از واقیعت های امروز جامعه ایران از خود بیگانگی مذهبی است که حافظ با استفاده از سمبل های خرقه و دلق ملمع آن را شرح می دهد. به این معنی که اساسا همه ما درفعالیت های ذهنی مان حضور دیگران را داریم .دیگران به شکلی دررفتارها، تصمیمات و عکس العمل های ما دخالت دارند . برای حافظ دیگری دل اوست و دل او را هم نقش خداوند پر کرده است و او خود را در آن آینه می بیند و ارزیابی می کند و در غیر این صورت فرد دچار از خودبیگانگی مذ هبی است.
به عنوان مثال افرادی که با ظاهرو رفتار های مذهبی سعی در شناساندن خود به عنوان فردی مذهبی دارند در حالی که هدف امری دیگر است.در مراسم های مذهبی خرج های کلان می کنند و اعتباری کسب می کنند و به پشتوانه آن اعتبار به غارت مردم
می پردازند . خانه های میلیاردی می سازند و احیانا بر سردر خانه شان هم با خط خوش نوشته شده که
"
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین ".

من این دلق ملمع را چو گل بخواهم سوختن
که پیر باده فروشش به جرعه ای نخرد
...
به زیر دلق ملمع کمند ها دارند
دراز دستی ما کوته آستینان بین
...

چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم
روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم
...
حافظ این
خرقه بینداز مگر جان ببری
کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست

به گمان من تا زمانی که این رفتار ها و تعلقات مذهبی بیمار گونه رواج داشته باشد جامعه هیچگاه رنگ سعادت نخواهد دید.

18.01.2007

طوفان


سرعت طوفان را تا 200 کیلومتر در ساعت پیش بینی کرده اند .در اخبار هم مرتب توصیه های ایمنی می کنند و اینکه در صورت امکان در خانه بمانید.تا چند ساعت دیگر باد و طوفان به اینجا هم می رسد. می خواهم بروم بیرون برای قدم زدن. اما نه الان چند ساعت دیگر.
ا

15.01.2007

قلب شاعر

مرحوم ملک الشعرا بهار در ایام جوانی روزنامه ای در مشهد منتشر می کرد به نام نوبهار که به علت فعالیت های سیاسی و دفاع از آزادی زنان و کشف حجاب مورد تکفیر قرار گرفت و روزنامه اش توقیف و مجبور به ترک مشهد شد.در همان ایام هفته نامه ادبی نوبهار هم منتشر می شد و بهار سلسله مقالاتی به نام "قلب شاعر"را با امضای مستعار "شاعر گمنام" می نوشت که قسمتی از آن درمقدمه جلد دوم دیوان اشعار، انتشارات امیر کبیر،سال 1345 آورده شده است. این مقدمه را بعد از مدتها خواندم . زیبائی کلام، الفاظ وعبارات ساده و بی پیرایه که بیانگر قلب سرکش و حساس اوست ،خواننده را غرق در لذت می کند.
قسمتی از آن را اینجا می نویسم.

غصه زیاد که علامت علاقه زیاد است در من دیده نمی شود، همینطور خشنودی زیاد برایم دست نمی دهد، ولی پیوسته در عین سکوت متفکرانه غیر مخوفی، هم آزار کشیده و هم لذت می برم، مثل اینکه در حال نیمه مدهوشی یک زخم عمیق کهنه ای را با مهارت زیاد شستشو کرده و بسته و بشخص اطمینان بدهند که نخواهد مرد!
...
این قلوب خیلی بزرگ و بنظر من خیلی مفید و بالاخره به عقیده من، که از آنچنان قلبی محروم هستم، یک نعمتی است.
...
چرا از هیچ چیز خوشم نمی آید؟
چرا هیچ چیز راعمیقا و حقیقتا و از روی ایمان نمی پسندم؟
چرا هیچ حقیقتی برایم ثابت نمی شود؟
چرا اینقدر خود و همه موجودات را عاریتی و ناقابل و شوخی و غیر حقیقی می پندارم؟
چرا زود می رنجم و زود می بخشم و چرا دیر فراموش می کنم؟
و بالاخره چرا اینقدر در زندگانی ، خود را استهزا می کنم؟
...
نفهمی نعمت است، فهمیدن و پذیرفتن هم نعمت دیگر، ولی فهمیدن و قبول نکردن فقط بدبختی و سیاه روزیست.


*دیوان اشعار بهارتا آنجا که من اطلاع دارم، بعد از انقلاب به طور کامل تجدید چاپ نشده و فقط منتخب اشعار دیوانش به چاپ رسیده که البته آن هم به دلیل اشعار انتقادی مرحوم بهار از رواج خرافه در دین ونیز اشعارزیادی است که در ذم سیاسیون وقت سروده بود.



11.01.2007

بستند مردم را زبان تا کس نداند رازشان

رئيس جمهور فرهنگ انتظار را موتور حركت هستي دانست.

من ارتباطی بین فرهنگ انتظار و حرکت هستی و اینکه چطور انتظار می تواند موتور حرکت هستی باشد، نمی بینم.احمدی نژاد در صحبت هایش به مناسبت های مختلف، ازفرهنگ انتظار نام می برد وسعی می کند بسیاری از تصمیمیات ، رفتارها و سیاست های دولت را در چهارچوب همین نظریه فرهنگ انتظار توضیح دهد. حتی در مورد مسائل اقتصادی می گوید "بياييم بر مبناى فرهنگ انتظار اقتصاد اسلامى را تعريف كنيم".
حال بر همین اساس ، اگر بنا باشد رئیس جمهور که مهمترین هدفش ایجاد امنیت ، آرامش و آبادانی کشور است، در جهت اهداف فرهنگ انتظار کشور را اداره کند،نباید زیاد منتظر ظهور حضرتش ماند. احتمالا تا پایان دوره اول ریاست جمهوری می آید و همه امور دنیا را خودش یک تنه سامان می دهد.

قومی به جدوجهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌ کنند

09.01.2007

جدل با سخن حق نکنیم

روزنامه بیلد آلمان احمدی نژاد را یک دیوانه نامیده است.

این موضوع البته کشف تازه ای از جانب روزنامه بیلد نبوده و یک ادعا هم نیست. برخی از متخصصین و اساتید روانشناسی
دانشگاه های کشور نیزبا استناد به شواهد و دلایل منطقی ثابت کرده اند که احمدی نژاد یک روان پریش است که دچار خود شیفتگی و خود بزرگ بینی است.
او خود را هنگام سخنرانی اش در سازمان ملل در هاله نور دید وبه سران کشور های جهان بشارت ظهور امام زمان در آینده نزدیک را داد. میثاق نامه خود و کابینه اش را به جمکران برد که امام زمان امضا کند.
برای خودش یک رسالت الهی قائل است. چندی قبل در یک سخنرانی گفت که از همه دنیا با ما برای حل مشکلاتشان تماس
می گیرند!
اوحتی ابتدائی ترین رفتارهای اجتماعی را نیاموخته است.نوع لباس پوشیدن، نحوه برخورد با شخصیتهای سیاسی و دیپلمات های کشورهای مختلف ،حرکات مضحک دستها و حالات چهره در هنگام سخنرانی و یا مطالبی که اغلب موجب استهزا و خنده
می شود ،نشانه های آشکار عدم تعادل شخصیتی و رفتاری اوست.
رفتارهای پوپولیستی در سفرهای استانی، تصمیمات لحظه ای و بدون کارشناسی، موجبات خروج میلیاردها دلار سرمایه و نیز خروج هزاران نفر از متخصصین کشور شده است. افزایش تورم ،بیکاری ،مشکلات اقتصادی ،افزایش نابهنجاری های اجتماعی نتیجه رفتارهای احمدی نژاد و حامیان بی خرد اوست. او مصوبات شورای امنیت را چند تکه کاغذ پاره می داند و با ماجراجوئی ها و ادعاهای بی اساس کشور را در آستانه یک رویاروئی نظامی قرار داده و چنان موجب تحقیر کشور شده است که روزنامه بیلد بدون توجه به ملاحظات و آداب سیاسی ،رئیس دولت ایران را یک دیوانه خطاب می کند که می خواهد ادای بن لادن را در بیاورد.
با این حال آیا می شود به روزنامه بیلد ایراد گرفت که توهین به بالاترین مقام اجرائی ایران، اهانت به ملت ایران است ؟ آیا اعتراض به دولت آلمان و درخواست عذرخواهی رسمی و یا مجازات سردبیر روزنامه بیلد منطقی به نظر می رسد؟
حقیقت تلخ اما این است که حضور این فرد اسباب خجالت و تحقیر مردم ایران در سراسر جهان شده است.
ا

07.01.2007

احمدی نژاد مصدق نیست

خانم بکت وزیر امور خارجه انگلیس مقاله ای در مورد وضعیت سیاسی ایران و به خصوص نظرات احمدی نژاد و حامیانش نوشته که خواندنی است .در قسمتی از این مقاله آمده است که، احمدی نژاد مصدق نیست.

به نظر من استفاده از نام مصدق و اینکه ایشان به هر شکلی با احمدی نژاد در مقام مقایسه قرار بگیرد ، جفایی بزرگ به مرحوم دکترمحمد مصدق است. خدمات ارزشمند مصدق در پاسداری از حقوق ملت ،ازبرگ های جاویدان تاریخ ایران است. اوافتخار ایران و ایرانی است. احمدی نژاد خاک پای مرحوم مصدق هم نیست.
ا

06.01.2007

خوشا آنون که هر از بر ندونند
نه چیزی وا نویسند نه بخونند

چو مجنون سرنهند اندر بیابون
در این کوهها روند آهو چرونند

05.01.2007

انتظار

در مقایسه با جهان هستی زندگی ما بی معناست،اما در مقایسه با انسان هایی که در اطراف ما هستند زندگی معنا پیدا می کند. آیا این می تواند فلسفه وجودی ما باشد؟
زندگی تجربه است و انتظار برای مرگ .این به نظرم منطقی تر می آید.
در چند ماه گذشته مطالب زیادی در مورد خاتمه دادن به زندگی تحت نظر پزشک خوانده ام. برایم جالب بود و هست که بدانم مثلا کسانی که در هلند یا سوئیس آگاهانه به زندگی شان پایان می دهند چه احساس و تجربه ای در طول حیاتشان داشته اند.
سرگذشت شان، مسیر زندگی شان و پایانشان. هیچکدام هم چندان مرا مورد تاثیر قرار نداد که چرا این راه را انتخاب کرده اند و هنوز موفق نشده ام در این مورد به یک نتیجه کلی برسم اما امیدم را هم از دست نداده ام. من منتظرم.
ا

02.01.2007

باز شب آمد و شد اول بیداری ها

سالها پیش رادیو ایران آخر شب ها برنامه ای داشت به نام راه شب که نمی دانم هنوز هم اجرا می شود یا نه. بسیار برنامه
جالب و متنوعی بود و شنوندة زیادی بخصوص در بین دانشجویان داشت. ما هم بیشتر شب ها به این برنامه گوش می دادیم وروزگاری داشتیم آن دوران با شب زنده داری ها و راه شب شنیدن و درس وبحث و چای و سیگار. یادم هست گوینده ای بود که صدای گرم و گیرائی داشت و خیلی خوب هم شعر می خواند. یکبار شعری خواند از معینی کرمانشاهی که بیت اولش این بود:
خانمان سوز بوَد آتش آهی گاهی... ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی
و این ازمعدود شعرهایی بود که خواند و نام شاعررا هم در ادامه گفت چون معمولا اسم شاعر را نمی گفت و همین امر اغلب موضوع بحث و شرط بندی ما هم بر سر اسم شاعر می شد. روز بعد هم دیوان معینی کرمانشاهی را از کتابخانه دانشکده گرفتم
و شعر را نوشتم . یک شب شعری خواند بسیار زیبا که فرصت نشد همه اش را بنویسم و در آخر برنامه گفت که چند نفر از شنوندگان درخواست کرده اند شعر را دوباره بخوانم. آنجا بود که توانستم آن را کامل بنویسم اما باز هم نام شاعر را نگفت. دوستی بعدها گفت این شعر اثر دکتر باستانی پاریزی است.ا

باز شب آمد و شد اول بیداری ها
من و سودای دل وفکر گرفتاری ها

شب خیالات و همه روز تکاپوی حیات
خسته شد جان و تنم زین همه تکراری ها

در میان دو عدم این دو قدم راه چه بود
که کشیدیم در این مرحله بس خواری ها

دلخوشی ها چو سرابم سوی خود برد ولی
حیف از آن کوشش و طی کردن دشواری ها

نوجوانی به هوس رفت و از آن بر جا ماند
تنگی سینه و کم خوابی و بیماری ها

سرگذشتی گنه آلود و حیاتی مغشوش
خاطراتی سیه از ضبط خطا کاری ها

کورسویی نزد آخر به حیات ابدی
شمع جانم که فدا شد به وفاداری ها